خلاصه کتاب بنویس تا اتفاق بیفتد

بنویس تا اتفاق بیفتد

چطور یک چک خودنوشته باعث شد جیم کری اولین 10 میلیون دلار زندگی اش را به دست آورد؟ چرا تقریبا همه خودروها تویوتا یاریس نقره ای هستند؟ چطور تک چرخ سواری به یادگرفتن زبان فرانسه کمک می کند؟

برای رسیدن به اهدافتان، باید دقیقا بنویسید چه می خواهید.

بسیاری از افراد فقط ایده های مبهم در مورد خواسته هایشان دارند. فقط آرزوی پول بیشتر، شغل بهتر، رابطه عاشقانه و سفرهای هیجان انگیز دارند. شاید شما هم آرزوهای مشابهی داشته باشید. اما اگر بخواهید تحقق یابند، باید دقیق باشید.

پس به جای اینکه بگویید «پول می خواهم» بگویید: «پول کافی برای باز کردن یک رستوران می خواهم.» و در مورد عشق، باید دقیقا مشخص کنید به دنبال چه کسی هستید. شاید کسی که بامزه و مهربان باشد و فرزند داشتن هم برایش مهم نباشد.

این اندازه دقت شاید غیرضروری به نظر برسد، اما اگر می خواهید به اهداف خود برسید و از مسیر منحرف نشوید. باید دقیقا بدانید چه می خواهید. وقتی اهداف خود را روشن کردید، آنها را بنویسید.

 

قدرت نوشتن رویاها

داستان های موفقیت افراد مختلف، قدرت نوشتن رویاها را نشان می دهد. شاید داستان چک 10 میلیون دلاری که جیم کری برای خودش نوشت، شنیده باشید. او در آن زمان تازه کار بازیگری را شروع کرده بود. سال ها بعد او دقیقا دستمزدی معادل 10 میلیون دلار برای هر فیلم دریافت می کرد.

فوتبالیستی به نام لو هولتز که نه یکی بلکه 107 هدف مختلف در زندگی داشت. او همه آنها را تک تک نوشت. او 50 سال بعد، یعنی اکنون، هولتز تقریبا به همه اهدافش رسیده است. در وب سایت او عکس هایی از دیدار با رییس جمهور و پاپ دیده می شود. او به عنوان مربی تیم فوتبال نتردام برنده جام قهرمانی ملی 1988 شد. و در بازی گلف هم تاکنون دو بار چنان ضربه ای را به ثمر رسانده است.

وقتی اهداف ملموس و دقیق برای خود تعیین کنید، دیگر محدودیتی برای کسب آنها ندارید. اما برای اینکه شکتان در این مورد کاملا برطرف شود، نگاهی دقیق تر به قدرت قلم و کاغذ خواهیم داشت.

 

سیستم فیلترینگ مغز

می توانید مغز خود را برای شناسایی فرصت های کسب اهداف تنظیم کنید. این موقعیت احتمالا برایتان آشنا است: مادرتان زنگ می زند که بگوید خودروی جدیدی خریده، یک تویوتا یاریس نقره ای که شما را متعجب می کند. چون تا به حال اسم این مدل را نشنیده اید. اما روز بعد هرجا می روید دقیقا همان اتومبیل را می بینید و بسیاری از آنها هم نقره ای هستند! چطور چنین چیزی ممکن است؟

این جادوی سیستم فیلترینگ مغز شما است. که به آن سیستم فعال سازی مشبک یا RAS می گویند. این سیستم به ما امکان می دهد توجه خود را دقیق تر کرده و به چیزهای مشخصی توجه کنیم یا نکنیم.

والدین نوزادان با RAS آشنا هستند، چون به آنها امکان می دهد با هر سر و صدایی از جمله سروصدای خیابان یا تلویزیون بخوابند، اما با کوچک ترین صدایی از طرف نوزاد از خواب بیدار شوند. سیستم RAS آنها به صورت بیولوژیک برای شنیدن صدای نوزاد تنظیم می شود.

 

عملکرد مغز

با همین مکانیزم است که می توانید در یک مهمانی شلوغ اسم خود را بشنوید و به سمت فرد صدا کننده برگردید. یا قادرید با وجود صدای موسیقی و ده ها مکالمه ای که همزمان در مهمانی میان افراد جریان دارند. مکالمه موردنظرتان را بشنوید و خوب درک کنید.

علاوه بر این، RAS به کسب اهداف هم کمک می کند. وقتی اهداف دقیق تعیین شده خود را روی کاغذ می نویسید، مغز خود را تنظیم می کنید. تا به صورت ناخودآگاه روی پروژه کار کند. بعد از اینکه اهدافتان را نوشتید، فیلتر RAS به کار افتاده و دائما پیام ها یا اطلاعاتی که به کسب هدف کمک می کنند شناسایی می کند.

بنابراین بعد از اینکه روی کاغذ نوشتید که می خواهید پول کافی برای باز کردن یک رستوران به دست آورید، مغزتان آماده شنیدن حرف های فردی می شود که در یک مهمانی شلوغ در مورد سرمایه گذاری در رستوران صحبت می کند. در غیر این صورت هرگز توجهتان به چنین مکالمه ای جلب نمی شد.

 

 

چطور می توانید بر ترس هایی که مانع تحقق رویاها می شوند غلبه کنید؟

بنویس تا اتفاق بیفتد : نوشتن ترس ها راهی برای پذیرفتن آنها و سپس رهایی از بندشان است. سیستم RAS نمونه خوبی است از اینکه چطور فعالیت های ناخودآگاه در مغز ما به تحقق رویاهایمان می انجامند. اما ما ترس های ناخودآگاه هم داریم که اغلب مانند موانعی بزرگ به اهدافمان گره خورده اند. با نوشتن ترس ها روی کاغذ می توانید آنها را شناسایی کرده و بر آنها چیره شوید.

برای نویسندگان مشتاق و هدفمند. بزرگ ترین مانع ترس از رد شدن از طرف ناشر است. بسیاری از نویسندگان به خاطر همین ترس کار خود را برای تعداد کمی از ناشران می فرستند. و وقتی چند جواب رد می شنوند، تسلیم می شوند. بلافاصله به این نتیجه می رسند که به اندازه کافی خوب نیستند و باید رویای نویسنده شدن را کنار بگذارند.

 

غلبه بر ترس ها

اگر قبلا ترس خود از جواب رد شنیدن را پذیرفته و در درون خود تصدیق کرده بودند، این اتفاق نمی افتاد. در این صورت می دانستند که چند جواب رد فقط یک معضل موقتی است. همچنین به یاد می آوردند که بسیاری از نویسندگان مشهور و پرفروش قبل از رسیدن به موفقیت ده ها بار جواب رد شنیده اند.

البته ترس از رد شدن و انتقاد مختص نویسندگان نیست. بسیاری از ما این ترس ها را داریم و به همین دلیل از رویاهایمان دست می کشیم. وقتی ترس هایمان را نمی پذیریم و با آنها را روبه رو نمی شویم، قوی تر شده و جلوی خلاقیت و اعتماد به نفس لازم برای دنبال کردن رویاها را می گیرند.

نوشتن ترس ها این چرخه را می شکند. ترس ها را هم باید مثل رویاها تا جای ممکن دقیق و روشن بنویسید. تا نسبت به آنها آگاه شوید و به مرور نفوذشان را روی شما از دست بدهند. وقتی این کار را انجام دهید، خواهید دید ترس های خود را به رسمیت شناخته و می پذیرید و از همین جاست که قدرت و پتانسیل درونتان آزاد می شود.

 

تکنیک های دیگری برای شناسایی و مواجهه با این نگرانی ها

در کتاب بنویس تا اتفاق بیفتد از تندنویسی برای غلبه بر موانع ذهنی استفاده کنید. وقتی ترس های خود را شناختید، می توانید به سراغ نگرانی ها و دغدغه های مرتبط به آنها بروید. یکی از بهترین راه ها برای خلاصی از نگرانی ها این است که با تکنیک تندنویسی آنها را بیرون بریزید. این تکنیک در اصل روشی برای دسترسی به لایه های عمیق ذهن است.

چنانکه از اسمش پیدا است، این روش از نوشتن سریع و بدون مکث برای مواجهه با نگرانی ها، خشم و مسائل دیگری که موانع ذهنی ایجاد می کنند استفاده می کند. در این تکنیک هرگز مکث نمی کنید تا آنچه نوشته اید بخوانید. و فقط ادامه می دهید. جمله اولتان ممکن است چیزی شبیه این باشد. که «نمی دانم چه بنویسم و به نظرم کار احمقانه ای است.»اما چند جمله که بنویسید خواهید دید که به راحتی احساساتتان را روی کاغذ آورده اید.

تندنویسی شباهت زیادی به سنت شکایت در فرهنگ یهود دارد. که به معنی صحبت کردن در مورد احساسات و خلاص شدن از خشم و ناراحتی است. شاید در ابتدا به شدت تلخ و منفی به نظر برسد اما در آخر از احساسات منفی رها شده، حال بهتری خواهید داشت. و اغلب راهی هم برای حل مشکل پیدا می کنید. تندنویسی هم همین نتیجه را دارد. بعد از نوشتن چند صفحه و بیرون ریختن همه آن احساسات منفی، راه حل کم کم روشن می شود.

 

مسیر هدفتان را مشخص کنید

حالا که ابزارهای لازم برای غلبه بر موانع روانی را در اختیار داریم. به مسیر کسب اهداف می پردازیم. مهم نیست زندگی چه چیز سر راهتان قرار می دهد. اگر انعطاف پذیر باشید می توانید به اهداف خود برسید. شاید عجیب به نظر برسد، اما مهمترین هدف شما باید انعطاف پذیری باشد.

رسیدن به یک هدف مثل پرواز هواپیما به سمت مقصد است. آمارها نشان می دهد در ۹۰ درصد موارد هواپیما باید کمی از مسیر خود خارج شود. تا گرفتار آب وهوای نامساعد نشده یا وارد مسیر هواپیماهای دیگر نشود. اما این انحراف ها به این معنی نیست که خلبان روی رسیدن به مقصد تمرکز نکرده. مقصد همان است که بود اما برای اینکه به سلامت به آن برسد. باید انعطاف پذیر باشد.

برای رسیدن به اهداف هم باید چنین فلسفه ای داشته باشید. بنابراین وقتی زندگی چیز غیرمنتظره ای سر راهتان قرار می دهد، باید روی هدف خود تمرکز کرده و در مسیر باقی بمانید.

به عنوان مثال

فرض کنید هدف یافتن یک آپارتمان است. اول باید بودجه خود را مشخص کنید و دقیقا بنویسید که چه می خواهید. مثلا دو اتاق، حیاط و نزدیکی به مرکز خرید. در این مورد، دقیق بودن زیاد به شما امکان می دهد همه گزینه های فاقد دو اتاق خواب، حياط و نزدیکی به مرکز خرید را کنار بگذارید.

حالا فرض کنید خانه ای پیدا کردید که همه معیارهای مدنظرتان را دارد. اما چیزی هست که انتظارش را نداشته اید: آپارتمان نزدیک راه آهن است.

گرچه نزدیکی به راه آهن باعث می شود قیمت کمتری بپردازید. و قطار هم فقط روزی دو بار از آنجا رد می شود، ممکن است همه نکات مثبت را کنار گذاشته. و روی همین یک نکته منفی تمرکز کنید. و گرچه شخصا با این موضوع مشکلی ندارید، به فکر نظر و واکنش دیگران می افتید. و این یعنی از مسیر درست خارج شده اید، هدف را گم کرده و نگران نظرات و اهداف کس دیگری هستید.

پس خود را اسیر ترس های فرضی در مورد فکر و نظر دیگران نکنید. چون در این صورت فرصت لذت بردن از چیزی که برای شما مناسب است را از دست می دهید. شروع کوچک و همسو کردن اهداف خود با آرمان های بزرگ تر، انگیزه هایی قوی هستند.

به اهدافتان دست پیدا کنید

خوردن فقط یک خلال سیب زمینی سرخ کرده تقریبا غیرممکن است. حتی اگر خیلی هم خوشمزه نباشند. وسوسه می شوید یکی دیگر هم بردارید و برخورد با اهداف هم دقیقا همین طور است. یکی از بهترین انگیزه بخش ها برای کمک به کسب اهداف این است که به یکی از آنها دست پیدا کنید. و از تاثیر مثبتی که بر روحیه تان می گذارد برای ادامه مسیر استفاده نمایید.

در کتاب بنویس تا اتفاق بیفتد این چنین باین شده است که، روشن ترین استراتژی این است که با اهداف کوچک شروع کنید. و به سمت اهداف بزرگ تر حرکت نمایید. اگر می خواهید عرض پل انگلیسی را شنا کنید، اول با دریاچه های کوچک شروع کنید و به مرور سراغ بزرگ ترها بروید. طی این مسیر قدرت و اعتماد به نفس خود را هم افزایش می دهید.

خبر خوب این است که اهداف همیشه لازم نیست به هم مرتبط باشند. روحیه و انگیزه حاصل از کسب یک هدف کمک می کند به بعدی هم دست یابید. حتی اگر کاملا به هم نامرتبط باشند.

 

کسب اهداف شخصی

روش دیگر برای افزایش احتمال کسب اهداف این است که خواسته های خود را با آرمان های بزرگ تر هم راستا کنید. طوری که صرفا تمایلات شخصی نباشند. این به معنی تغییر دادن اهدافتان نیست، بلکه پیدا کردن راهی برای سودرساندن به جامعه از طریق کسب اهداف شخصی است.

👈🏾 پیشنهاد می کنیم مقاله ” چرا بسیاری از هدف گذاری ها شکست می‌خورند؟ ” را نیز مطالعه کنید.

مثلا اگر رویای شما چاپ یک رمان باشد. می توانید هدف نهایی خود را اختصاص دادن بخشی از عواید آن به خیریه قرار دهید. با این کار انگیزه ای بزرگ و قوی به ذهن خود اضافه می کنید. چون اگر طبق برنامه عمل نکنید، فقط خودتان نیستید که ضرر می کنید.

آتش و آب نیروهای باستانی قوی هستند که می توانید به نفع خود از آنها استفاده کنید. انسان ها مدت ها قبل از اینکه قلم و کاغذ اختراع شود، از آب و آتش در مراسم خود استفاده می کردند. و این عناصر اولیه هنوز هم می توانند به موفقیت ما کمک کنند.

آب منبعی قدرتمند از خلاقیت است. جولیان جین روانشناس برجسته ای بود که می گفت مهمترین و ژرف ترین کشفیات ما در تختخواب، حمام یا اتوبوس اتفاق می افتند. از بین این سه، نویسنده توجه ویژه ای به حمام دارد. بخشی از علت به اهمیت آب در اشعار، قصه ها، افسانه ها و نقاشی های مقدس و مذهبی برمی گردد.

 

مثالی دیگر

تصادفی نیست که ارشمیدس درست هنگام خروج از حمام به نظریه مشهور خود رسید. وقتی وارد وان شد، متوجه بالا آمدن سطح آب شد و ناگهان به این نتیجه رسید که می توان با اندازه گیری میزان بالا آمدن آب، حجم اشیا را اندازه گیری کرد. آب همان طور که می تواند بدن را بشوید، قدرت شفاف سازی ذهن و تقویت خلاقیت را هم دارد. ” بنویس تا اتفاق بیفتد ”

از طرف دیگر آتش می تواند برای تقویت مقاصد و تصمیم هایتان مورد استفاده قرار گیرد. قبایل بومی آمریکایی مدت ها است. که از آتش در مراسم آیینی خود استفاده می کنند. در ابتدای سال، قبایل خاصی با چوب و پر پیکان درست می کردند و هر یک از این پیکان ها نشانه امید یا آرزوی مشخصی برای سال پیش رو بود. آنها سپس پیکان ها را به نشانه اهدای امیدها به جهان آتش می زدند. این مراسم فوق العاده ای است چون به بومیان کمک می کند. در مورد امیدهای خود روشن و دقیق باشند و به این ترتیب آنها را تحقق بخشند.

شما هم می توانید سه هدفی که می خواهید به آنها دست یابید و سه چیز نامطلوب که امیدوارید از آنها خلاص شوید، یادداشت کنید. سپس در جای امنی کاغذ را آتش بزنید تا به اهداف خود قدرت ببخشید.

 

Write to make it happen

 

خلاصه نهایی و پیام اصلی کتاب بنویس تا اتفاق بیفتد.

اگر ذھنیت درستی داشته باشید، هیچ رویایی دست نیافتنی نیست. اغلب ترس های ما مانع رسیدن به اهدافمان می شوند. با نوشتن تمام خواسته ها و ترس ها روی کاغذ. قدرت ذهن ناخودآگاه خود را آزاد کرده و در مسیر درست قرار می دهید. شیوه ساده نوشتن که بی شباهت به دعا نیست. مانند آهن ربا خواسته ها و اهداف ما را جذب خود می کند.

با داشتن تمام این ابزارها، به زودی خواهید دید که می توانید رویاهایتان را تحقق بخشید. توصیه کاربردیروز خود را با نوشتن تصمیمات آن روز آغاز کنید. اول صبح چند دقیق وقت بگذارید و کارهایی که می خواهید آن روز انجام دهید یادداشت کنید. منظور چیزهای روزمره مثل شستن لباس ها یا خرید کردن نیست. منظور چیزهایی است که راهنمای عاطفی و روحی برای آن روز باشد، مثلا «بهترین مادری که می توانم باشم.»صرفا با نوشتن نیت و قصد خود. مثبت اندیشی و قدردانی را در طول روز به خود تزریق می کنید. ” بنویس تا اتفاق بیفتد ”

 

اشتراک گذاری
3.7 3 رای
رأی دهی به مقاله
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه نظرات
فروشگاه
مقالات
خانه
دوره ها
جستجو
 
0
    0
    سفارشات شما
    سبد خرید شما خالی استبازگشت به فروشگاه